خرید بک لینک
همان کسی که سکوت مرا نشانه گرفتهمینکه حرف دلم شد فقط بهانه گرفتچه حکمتیست که غم رو به هر طرف انداختبدون هیچ درنگی مرا نشانه گرفت؟هزار مرتبه از خود به طعنه پرسیدمچه شد که شعله عشقش چنین زبانه گرفت؟هنوز خون به دلم از کسی که با لبخندنشست و اشک مرا چون انار دانه گرفتبه جای دوست که یک عمر در خیالم بودچه تلخ دست مرا مرگ، عاشقانه گرفت + نوشته شده در  یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱ساعت 23:6&nbsp توسط احمدرضا  | 

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:48

آخر چه بود حاصل اشک و دعای من؟شاید نمیرسد به خدا هم صدای منبنشین که تا سحر به می و بوسه بگذرداز هیچ کس نترس، گناهش به پای منعدلش کجا و سابقهی رحمتش کجا؟فرق است از خدای شما تا خدای منوقتی تو نیستی چه بهشتی؟ چه دوزخی؟فرقی نمیکند که چه باشد سزای مناینقدر کاش لاف رفاقت نمیزدیای بیوفای بیخبر از دردهای منحالا تو در غروری و من غرق التماسیک روز میرسد که تو باشی به جای من + نوشته شده در  یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱ساعت 23:8&nbsp توسط احمدرضا  | 

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:48

.

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:48

صفحه بندی