همان کسی که سکوت مرا نشانه گرفتهمینکه حرف دلم شد فقط بهانه گرفتچه حکمتیست که غم رو به هر طرف انداختبدون هیچ درنگی مرا نشانه گرفت؟هزار مرتبه از خود به طعنه پرسیدمچه شد که شعله عشقش چنین زبانه گرفت؟هنوز خون به دلم از کسی که با لبخندنشست و اشک مرا چون انار دانه گرفتبه جای دوست که یک عمر در خیالم بودچه تلخ دست مرا مرگ، عاشقانه گرفت
+ نوشته شده در یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱ساعت 23:6  توسط احمدرضا
|
برچسب:
نویسنده: هستی خوشنام
تاريخ: شنبه
8 بهمن
1401 ساعت: 18:48